به كجا چنين شتابان ؟
گون از نسيم پرسيد
" دل من گرفته زينجا ، هوس سفر نداري زغبار اين پايان؟ "
همه آرزوهايم ، اما چه كنم كه بسته پايم ...
" به كجا چنين شتابان؟"
" به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم."
" سفرت به خير ! اما ، تو و دوستي خدا را
چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي ،
به شكوفه ها ، به باران ،
برسان سلام ما را."
شفيعي كدكني
+ نوشته شده توسط امين فرشچي در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت
9:17 قبل از ظهر |

